درخشش:شاهکاری که دوستش ندارم.

در این فیلم با یک فرد عادی مواجه ایم.مردی که خانواده اش را دوست دارد. مردی که از شکستن کتف پسرش ناراحت می شود و به این خاطر مشروب را ترک می کند.چنین آدمی که قبلا با او ارتباط برقرار کرده ایم. قبلا خودمان را جای او گذاشته ایم، با تبر دنبال خانواده اش می افتد.

این فیلم کوبریک را وقتی دیدم، به او آفرین گفتم. فضاسازی و داستان فیلم و شخصیت ها کاملا باور پذیر بودند. بازی ها به خصوص بازی جک نیکلسون شاهکار بود. سیر علت و معلولی فیلم نامه و خلاصه از نظر فنی هیچ چیز کم نداشت و شاهکار بود.

به نظر می رسد اگر یک نفر تمام این خوبی های فیلم را متوجه شود، از فیلم خوشش آمده و با آن ارتباط برقرار کرده اما برای من این اتفاق نیفتاد. نمی خواهم بگویم این فیلم یکی از بهترین فیلم هایی است که دیده ام. دوست ندارم آن را چند باره ببینم.نمی دانم علتش چیست.

خشونت موجود در فیلم با تمام فیلم هایی که دیده بودم فرق داشت.در آثار تارانتینو گنگستر ها هم دیگر را می کشند. در آثار تیم برتون شخصیت هایی هیولا مانند و دور از انسان این کار را میکنند اما در این فیلم با یک فرد عادی مواجه ایم.مردی که خانواده اش را دوست دارد. مردی که از شکستن کتف پسرش ناراحت می شود و به این دلیل مشروب را ترک می کند.چنین آدمی که قبلا با او ارتباط برقرار کرده ایم. قبلا خودمان را جای او گذاشته ایم، با تبر دنبال خانواده اش می افتد. فیلم فقط یک قتل دارد اما همین یک قتل برای کسی که خودش را جای آن شخصیت قرار داده گران تمام می شود.

من معمولا بعد از دیدن فیلم ها خودم را جای شخصیت ها می گذارم. که اگر به جای فلانی بودم چه می کردم و… . اما در این فیلم جرات نکردم چنین کاری کنم.هنوز هم می ترسم دقیق به آن فکر کنم. می ترسم یک موقع به این نتیجه برسم که کار جک نیکلسون را باید بکنم.

فکر می کنم علت اینکه از فیلم خوشم نیامد هم همین باشد. شاید میخواهم حس خشونتی که در همه ی ما مقداری وجود دارد را انکار کنم. شاید میخواهم خودم را قانع کنم که با تبر دنبال هیچ کسی نیفتاده ام یا نخواهم افتاد. شاید نمی خواهم با تبر دنبال نزدیکان افتادن را به یاد بیاورم. مثل خیلی وقت ها که حس انتقام جویی به من دست داده و می خواستم از کسی انتقام بگیرم. البته نه با تبر!!!

شاید میخواهم این حس ها را انکار کنم و به همین دلیل سعی نکرده ام با فیلم ارتباط برقرار کنم و هنوز هم دلم نمی خواهد این کار را بکنم.

پ.ن:به جز این فیلم در فیلم های چشمان کاملا بسته و ۲۰۰۱:یک ادیسه ی فضایی هم سعی نکردم با فیلم ارتباط برقرار کنم. می ترسیدم خودم را در فضای شخصیت ها و فیلم بگذارم و با خودم گفتم چه فایده ای دارد فیلم را ببینم و با آن ارتباط برقرار نکنم؟ و تصمیم گرفتم دیگر فیلم های این کارگردان بزرگ را نبینم!

دیدگاهتان را بنویسید: