در ستایش ادوارد دست قیچی

شخصیتی که در وجود همه ی ما وجود دارد. هیولایی که در همه ی ما هست. همه ی ما قیچی هایی داریم اما آن ها را پنهان می کنیم و هرموقع کسی با ما بدرفتاری می کند و یا هرگاه از کسی کینه ای به دل می گیریم، آن ها را به کار می اندازیم و موجودی به مراتب ترسناک تر از ادوارد می شویم.

چند وقتی بود می خواستم برای فیلم ادوارد یک برگی از فیلم بسازم و منتشر کنم اما هر چه گشتم، دی وی دی فیلم را پیدا نکردم.همیشه جلوی چشمم بود و الآن که با آن کار دارم پیدایش نمی کنم.

داشتم بی خیالش می شدم که پرونده ی همشهری جوان به مناسبت روز تولد ،خالق ادوارد، را دیدم. دیروز هم بازتاب آن پرونده در شماره ی بعدش.امروز هم مهدی درباره ی غول آهنی نوشته بود و اورا با ادوارد مقایسه کرده بود. دلیلی نمی بینم که در مورد ادوارد ننویسم!

ادوارد یکی از بهترین شخصیت های خلق شده در سینماست. شخصیتی که در وجود همه ی ما وجود دارد. هیولایی که در همه ی ما هست. همه ی ما قیچی هایی داریم اما آن ها را پنهان می کنیم و هرموقع کسی با ما بدرفتاری می کند و یا هرگاه از کسی کینه ای به دل می گیریم، آن ها را به کار می اندازیم و موجودی به مراتب ترسناک تر از ادوارد می شویم.

ادوارد وقتی از مردم گریخت، وقتی انسان ها به ادوارد ظلم کردند. وقتی به غار تنهایی خودش خزید، بهترین دوستش را فراموش نکرد، او را به چوب دیگر انسان ها نزد.هر سال برایش برف درست می کرد.

در آخر فکر میکنم باید به این جمله برسیم که هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند. این شخصیت واقعا از دل خالق آن() برآمده. هر کسی یک ادوارد بالقوه است. میتواند جنایت کند یا زیبایی بیافریند.می تواند آدمی را بکشد و کس دیگری را دوست بدارد.

پ.ن:می خواستم صحنه ای که پدر خانواده دارد به ادوارد درس اخلاق می دهد را به برگی از فیلم تبدیل کنم. وقتی از او سوال چهار گزینه ای می پرسد که اگر یک بسته پول روی زمین پیدا کنی چه می کنی. و او جواب غلطی که از نظر خودش، (از نظر کسی جدیدا معنی عشق و محبت را درک کرده است.)درست است را می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید: