خشونت آرام و کثیف، خشونت مهیج

من که آن صحنه های کشته شدن غیرواقعی را دیده بودم، با دیدن این چاقوکشی رئال، حس جدیدی را تجربه کردم. با این که فیلم را کامل ندیدم این فیلم نقطه ی عطفی در زندگی من بود و من با خشونت آرام آشنا شدم.

۱۲یا ۱۳ سالم بود که فیلم روزی روزگاری در آمریکا را به پیشنهاد یکی از دوستانم دیدم.آن موقع فقط فیلم های تجاری پر زرق و برق و پر تحرک و هیجان انگیز می دیدم. از همان ها که موقع تماشا مدام حالت نشستنتان را عوض می کنید و مغزتان از کار می افتد و فقط چشمتان کار میکند. قدرت تحلیل را از دست می دهید.

در آن سال های ننگین  فیلم را دیدم و چه بد موقع دیدم. با این که صحنه ی کشته شدن زیاد دیده بودم. چه با سلاح سرد چه گرم چه با مشت و لگد. ولی صحنه ی قتلی در این فیلم دیدم که واقعا مو به تنم سیخ شد!! یادم نمی آید کدام شخصیت بود، دیگری را با چند ضربه ی چاقو کشت. اما چیزی که مو به تنم راست کرد آرامش پسر هنگام قتل و عدم وجود جلف بازی با دوربین( مثل تعویض نما هنگام درگیری) که مختص فیلم های اکشن است بود.

من که آن صحنه های کشته شدن غیرواقعی را دیده بودم، با دیدن این چاقوکشی رئال، حس جدیدی را تجربه کردم. با این که فیلم را کامل ندیدم این فیلم نقطه ی عطفی در زندگی من بود و من با خشونت آرام آشنا شدم.

بعد ها تماشای این نوع خشونت را در فیلم هایی مثل پدرخوانده،لئون، پالپ فیکشن و… تجربه کردم.

دیدگاهتان را بنویسید: