در ستایش آلفردو( آپاراتچی سینما پارادیزو)

در موقعیت هایی از زندگی نیاز به کسی داریم که ارزش ما را به ما یادآوری کند. مثل وقت هایی که می خواهیم تصمیمی بزرگ بگیریم. مثل وقتی که می خواهیم کار به ظاهر مهمی انجام دهیم.برای سالواتوره(شخصیت اصلی فیلم سینما پارادیزو) هم چنین اتفاقی افتاد و خوشبختانه آلفردو کنارش بود.

آلفردو پیرمردی است مهربان. چیزهایی می بیند که سالواتوره نمی بیند.پس تنها مانع رسیدن به آرزوی دیرینش را برمیدارد!

دوست داشتنی ترین شخصیت «سینما پارادیزو» آلفردو است. پیرمردی مهربان. چیز هایی می بیند که سالواتوره ی کودک، نوجوان، جوان و حتی پیرمرد نمی بیند. آینده ی پسر را می بیند. می داند عاشق سینماست. به همین دلیل تنها مانعش را برمی دارد. یعنی النا را راضی می کند با او زندگی نکند. اما النا هم حرف او را قبول نمی کند و برایش یادداشت می گذارد. سالی نمی بیند. می تواند سی سال بدون او زندگی کند و بهترین فیلم ها را بسازد، با این تفکر که او مرا دوست ندارد.چه پیرمرد باهوشی!

یا قبل تر. ابتدا او را به آپارات راه نمی دهد. نمی گذارد همکارش شود. از شغلش بد می گوید.طوری درباره ی شغلش صحبت می کند که دید پسر را فراتر ببرد. وگرنه اگر همان اول خودخواهی می کرد و او را به عنوان همکار قبول می کرد، سالواتوره بهترین آپاراتچی دنیا هم که می شد، به پای کارگردانی نمی رسید.

گاهی اوقات به این افراد نیاز داریم. گاهی اوقات نیاز داریم خودمان فکرمان را فراتر ببریم. ارزش خودمان را بیشتر بدانیم.مثل همان سربازی که ۹۹ روز زیر بالکن پرنسس ایستاد، فهمید که من می توانم کار به این سختی را انجام دهم، چرا جایی سختی نکشم که فایده داشته باشد؟ چرا جایی سختی نکشم که ارزش داشته باشد؟ پس بی خیال ازدواج با پرنسس شد. روز ۱۰۰م زیر بالکن نبود!

دیدگاهتان را بنویسید: