ممنتو

با این که از آخر به اول می رود ، باز هم تعلیق دارد. به این صورت که می دانیم عاقبت شخصیت ها چیست ولی اینکه چطور وارد فیلم شده را نه! و برای فهمیدن این ها به دیدن فیلم ادامه می دهیم.

اگر بخواهم این فیلم را در یک جمله توضیح بدهم این است:فیلم را یک بار دیدم و داستانش را به تعداد سکانس های فیلم!

اجازه دهید از اول تعریف کنم.رفیقم که این فیلم را دیده بود از آن تعریف کرد و هم چنین گفت فیلم بسیار پیچیده ای است. من موقع دیدنش سردرد گرفتم. با سابقه ای که از نولان در فیلم های دیگرش داشتم، اسم این فیلم را به جای گوشه ی ذهن در یک قسمت بزرگ از ذهنم جای دادم.

وقتی که یک هارد پر از فیلم خوب دارید چه می کنید؟ من شخصا گیج می شوم. حدود نیم ساعت طول می کشد تا فیلم را انتخاب کنم. اما اگر حال و هوای فیلم ها را بدانیم این انتخاب سریع تر انجام می شود.

این فیلم را موقعی دیدم که نیاز به حل معما داشتم! البته خیلی پیچیده نبود. پیچیدگی این فیلم در برابر فیلم تلقین مثل ساختن پازل یک شهر در برابر پازل دریا بود! با این حال خوش گذشت!

داستانش آن چنان عجیب و جدید نبود اما با به وجود آوردن تجربه ای جدید! یادآوری اتفاقات گذشته، همراه با شخصیت داستان.همراه شدن با حس یک انسان مشکل دار. کسی که چند لحظه پیشش را به یاد نمی آورد انصافا تجربه ی زیبایی به وجود آورده بود.

اگر بخواهم این فیلم را در یک جمله توضیح بدهم این است:فیلم را یک بار دیدم و داستانش را به تعداد سکانس های فیلم!

دیدگاهتان را بنویسید: